زپشک
جدا حل کردن معادلات ده مجهولی،پختن بیف استراگانوف،خاک گیری یک آپارتمان ۳ طبقه،پریدن از ساختمان شونصد متری،تماشای شترمرغ در حال دویدن،گرفتن ست افتر شیو برای کسی که ۳۲۴ تا واسش از همون نوع اومده،تحمل جک های یک نوجوان حراف،غورت دادن آب بینی در جمعی که روت نمیشه فین کنی(شرمنده)،پریدن تو استخر ۶ متری اونم وقتی فقط شنا سگی بلدی بسیار آسون تر از آموزش درس عـ معل جع ع به انیشتنا است
میگی نه بیا امتحان کن
بعد از استفاده از تمام فنون موجود،نمایش عروسکی،داستان سرایی،پانتومیم و شعبده بازی می پرسم خب گل پسرا یه کلمه بگین که یکی از نشانه های ع رو داشته باشه
علی ـ معٌلم ـ عینک ـ عمروز....عدب...
ماهان بلا
در حالیکه سعی می کنم بهشون بفهمونم که از این به بعد نباید هر چیزی رو که می شنون فکر کنن با ع نوشته میشه که ناگهان حسین عربده می کشه...خودمو بهش می رسونم می گم مگه آدم جلوی یه بزرگتر داد می کشه؟شما جلوی پدر مادرتون داد می کشین؟اصلا درسته این کار؟همه...نه..
خب من چقدر از شما بزرگترم؟؟؟( همه دارن با انگشت میشمارن....
)ماهان با نگاهی موذیانه و لبخندی کج:خانم شما هزار سال بزرگترین...
منو می بینی درحالیکه شدیدا عصبانی ام دارم از خنده می ترکم..می گم ماهان دندونام افتاده یا موهام سفیده..یا عصا دستمه...![]()
ماهان یکی از اون بچه هاییه که خیلی نکته بینه...یه روز گفت خانم ساعت پرت و پلاست
گفتم چرا؟....اشاره کرد به ساعت کلاس...دیدم ساعت خوابه...گفتم خب باید چند باشه؟می گه خانم زنگ آخر باید ۱۱ باشه....اه...؟؟؟؟
چند روز بود که امیر حسین (خ) غایب بود می گم بچه ها کسی ازش خبر نداره؟بچه ها به اتفاق:خانم خوکی گرفته
...روز بعد بچه اومد...سرحال و شاداب...![]()
زرشک
یهو علی میاد می گه خانم تو سر بچه ها زپشک...نه زرشک پیدا شده...در حالیکه رنگم شده گچ (از بس سر بچه ها رو ناز می دم) میرم خانم بهداشت رو میارم اول بچه های منو بررسی کنه....خدا رو شکر نه از زرشک خبری بود نه از شپش اما تو سر یه بچه کلاس سومی و کلاس پنجمی بود.اینجاست که یاد یه ضرب المثل میوفتم که اصلا باهاش موافق نیستم البته ها : مرگ خوبه....واسه همسایه. ![]()
فعلا
.